تبليغاتX
*** دور افتاده ***
ملت های خوشبخت تاریخی ندارن.
+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 0:49 AM  توسط آتنا 

به صدای دعایی که از بیرون میاد گوش میکنم و بعد از یه سال دل ریش ریش  شدمو دوباره از تو سینه م در میارم و نگاش میکنم...

دستی روش میکشم و مثل هر سال دو دستی بالا نگهش میدارم و دعا میکنم...

خدا رو چه دیدی شاید امسال یه نگاهی بهش انداخت...

بعض میکنم و میگم شاید امسال نگاش کرد شاید شاید امسال... شاید...

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 0:6 AM  توسط آتنا 

مثل این میمونه که قلبم تو دست یکیه و اون یکی هم داره فشارش میده

 

پ.ن: خدایا امشب چم شده؟

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 10:24 PM  توسط آتنا 

بعضی روزا که دلت میگیره دوست داری درش بیاری و بندازیش دور!!!
+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 8:2 PM  توسط آتنا 

وقتی بهش نقل تعارف کردم گفت : وقتی بچه بودی و چیز خوردنی داشتی بهت که میگفتیم میخوای چه کارش کنی میگفتی بخوریم که دیگه نداشته باشیم.

 

پ.ن: به این فکر میکنم که چقدر از اون روز هام دورم چقدر از اون دخترک فاصله دارم و بغض میکنم واسه اون سادگی و... که اون موقع داشتم و الان ندارم.

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 0:7 AM  توسط آتنا 

امروز میخواستم ازش بپرسم انقدر شبیه خرم و گوشام دراز و مخملیه که ولم نمیکنی؟

ولی یادم رفت...

هنوز یاد نگرفتم وقتی یکی عصبانیه حرفم و بزنم همش میخوام آرومش کنم... حالا این وسطه اون یارو عصبانی میشه که تو چرا انقدر آروم و خونسردی؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 1:9 AM  توسط آتنا 

وقتی دروغ گفتی دیگه اون آدم سابق واسم نیستی!!!

 

پ.ن: بعد از مدت ها که امروز جوابشو دادم  و  دوباره دعوا و....

شب زنگ زده کجایی؟ میخوام بیام ببینمت!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 0:57 AM  توسط آتنا 

دوستی میپرسید بلاگ داری؟

منم طبق معمول سری به نشانه ی نه تکون دادم و فکر کردم چقدر خوبه اینجا هر چی دلم بخواد میتونم بنویسم و هیچ کی  ندونه که همچین جایی هست .

 

پ.ن: دیشب رفتیم بام با بچه های اسکی منم جو گیر شدم که من امسال لباس برتون م  اندازم  میشه و...!!!!

 

پ.ن: ۸۱ سیار جلسه اول (خصوصیه سعی نکن بفهمی چیه!!!)

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 11:43 PM  توسط آتنا 

امروز موبايلمو زدند. هيچ کس رو نمی تونم نفرين کنم چون هنوز ده دقيقه ی کامل از آخرين باری که چيزی رو بلند کردم نگذشته بود

 

پ.ن: از جایی که دیگه نیست!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 0:22 AM  توسط آتنا 

تکلیفم و گم کردم

حالا نمیدونم تکلیفم چیه ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 11:37 PM  توسط آتنا 

کاشکی سر افطار موقع خوندن ر بنا دلت بگیره...

کاشکی بتونی از ته دل گریه کنی...

کاشکی...

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 7:38 PM  توسط آتنا 

 چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند :


 

1. سنگ ... پس از رها کردن!

 

2.حرف ... پس از گفتن!

 

3.موقعيت... پس از پايان يافتن!

 

4. و زمان ... پس از گذشتن!

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 10:39 AM  توسط آتنا 

 

Entry for June 22, 2008 

                                    .It's my room's view 

                .I love it when the weather is rainy

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 9:13 PM  توسط آتنا 

پسره فردا میاد همه ی اون چیزایی و که اون هفته درس داده بود و چک میکنه!!!

منم از اون هفته تا حالا لای کتاب و باز نکردم!!!

حالام با اینکه میدونم فردا میاد اینجا میپلکم!!!

فکر کنم دچار خود آزاری شدم که انقدر به خودم استرس و.... میدم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 6:22 PM  توسط آتنا  | 

عاشق زمزمه می کند فریاد نمی کشد !!!      

( نادر ابراهیمی )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 6:57 PM  توسط آتنا  | 

ما آدما دیوونه ایم
اول خودمون رو حبس می کنیم
بعد هی آرزوی آزادی میکنیم
در عوض تو لحظه رهایی خیلی شادمانیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 0:54 AM  توسط آتنا  | 

بعد از ۲ سال دوباره تو کوچه پس کوچه های اوین دیدمش...

 

پ.ن:۸۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 0:42 AM  توسط آتنا  | 

ببین تو  آره تو نخونده نظر نده

من نه عشق نظرم نه هیچ چیز

دیگه ایی...

از این به بعد نظرهای مزخرف و پاک میکنم....

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 9:17 PM  توسط آتنا  | 

من پر از انرژی به  کنکور آذر ماه و اسکی فکر میکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 9:11 PM  توسط آتنا  | 


نمی‌دانم همسرم به اين‌خاطر تركم كرد
كه من يك دائم‌الخمر بودم؛
،يا من يك دائم‌الخمر شدم
.به اين خاطر كه همسرم تركم كرد

نيكلاس كيج
فيلم: ترك كردن لاس وگاس

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 12:32 PM  توسط آتنا  | 

 
گاهی‌وقت‌ها آدم مجبور است بزرگ شود

واينونا رايدر
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 12:29 PM  توسط آتنا  | 

آدم فقط زمانی بزرگ می‌شود كه تنها شده باشد

پل نيومن
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 12:28 PM  توسط آتنا  | 

وقتی از دار دنيا
در جيبت هيچ نمانده است مگر دو سكه خُرد
با يكی‌ش، قرص نانی بخر
با آن‌يكی ديگر، يك شاخه سوسن
ضرب‌المثل چينی
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 12:21 PM  توسط آتنا  | 

دوستی با آدمی كه
به تو خيانت می‌كند
بهتر از دوست بودن با كسی‌‌ست
كه سيفون توالت را نمی‌كشد

اوما تورمن
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 11:36 PM  توسط آتنا  | 

پسوندی که به آخر  اسم آدما میدی میزان صمیمیت تو با اون آدم نشون میده.
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 11:5 PM  توسط آتنا  | 

پایین در میان امواج در هم پیچیده ی دریا به دنبال راه خود میگردم!!!

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 9:52 PM  توسط آتنا  | 

چند تا تصمیم مهم گرفتم  اول اینکه کنکور  قبول بشم

دوم کلاس زبانم و ادامه بدم سوم اینترنت کم بیام

چهارم ...

از این به بعد شنبه ها یا جمعه ها اینجا بروز میشه

 

پ.ن: ۸۴

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 9:26 PM  توسط آتنا  | 

جرج برنارد شاو گفته  :‌ مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتی گرفت، خيلی کثيف می شوی. ولی مهمتر از آن، خوک از اين کار لذت می برد!
+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 9:42 PM  توسط آتنا  | 

وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت.
                                               سهراب سپهری
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 10:32 PM  توسط آتنا  | 

به وجود خدا دل گواهی میدهد نه عقل.  
                                                          پاسکال
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 10:30 PM  توسط آتنا  | 

امروز یه روز خیلی خوب بود از صبح تا شب با هم بودیم

ریاضی خوندیم ناهار خوردیم قلیون کشیدیم و....

.

.

.

.

ولی من الان ناراحتم نباید اون حرف و میزدم نباید به این

زودی سایه های درونم و نشون میدادم نباید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 10:25 PM  توسط آتنا  | 

یاد گرفتم قضاوت نکنم از روی چهره آرام کسی درباره درون ناآرامش
و چهره شاد کسی درباره درون پر غمش
و چهره قدرتمند و خشنی در مورد درون ترسو و کوچکش.
نقاب های رنگارنگ ما بالاخره میفته...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 10:20 PM  توسط آتنا  | 

اگه یه توهم زیبا داشته باشی که آرومت میکنه هیچ اشکالی نداره.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 1:11 AM  توسط آتنا  | 

مغزم را می گویی؟ دومین عضو مورد علاقه من است!

وودی آلن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 1:6 AM  توسط آتنا  | 

هر زمان عشق اشارتی به شما کرد ، در پی او بشتابید ،

هر چند راه سخت و ناهموار باشد .

و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپارید ،

هر چند که تیغ های پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند .

و هر زمان که عشق با شما سخن گوید  او را باور کنید ،

هر چند دعوت او  رؤیاهای شما را چون باد مغرب در هم کوبد و باغ شما را خزان کند .

زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می نهد  به صلیب نیز می کشد .

و چنانکه شما را می رویاند ، شاخ و برگ شما را هَرَس می کند .

و چنانکه تا بلندای درخت وجودتان بالا می رود و ظریفترین شاخه های شما را که در آفتاب

می رقصند  نوازش می کند ،

همچنین تا عمیق ترین ریشه های شما پایین می رود و آنها را که به زمین چسبیده اند تکان می دهد...

                                                                                

                                                                               (جبران خلیل جبران )

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 0:59 AM  توسط آتنا  | 

اتاقم و ریختم بیرون که هم تمیز کنم وهم چیزایی که خریدم و جا بدم

حالا موندم با این همه وسایل چه کار کنم جا ندارم شبم باید رو زمین

بخوابم چون رو تختم جا نیست!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 11:19 PM  توسط آتنا  | 

گاهی اوقات بهتر است بقیه فکر کنند نمیفهمی!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 1:26 AM  توسط آتنا  | 

این انتخاب های ماست که زندگی ما رو میسازه نه توانایی های ما!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 1:12 AM  توسط آتنا  | 

دیروز ساعت ۵ صبح رسیدم تهران شب مراسم ۷ بابای شری بود کلی گریه کردم کلی...

امشب مهمون داشتیم خانوم همسایه

فردا وقت مشاور دارم

 

پ.ن: دلم گرفته دلم میخواد تنها باشم تنهای تنها

پ.ن: خیلی حرف دارم واسه گفتن ولی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 0:26 AM  توسط آتنا  |