تبليغاتX
*** دور افتاده ***
همیشه روزهایی هست که، انسان در آن، کسانی را که دوست می داشته است، بیگانه می یابد ...
 
آلبر کامو
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 8:50 PM  توسط آتنا  | 

خانواده محترم یه دو هفته ایی رفتن لبنان و من موندم واسه اینکه کنکور دارم  و...

یه جورایی تنهایی کپک زدم ...

بماند که معلمم که میاد نمیدونه تنهام و چه نقشی واسه اون بازی میکنم که نفهمه تنهام  و...

در حال حاضرم که در حال پختن لوبیا پلو میباشم برای اولین بار !!!

 

پ.ن: فردا شب مهمون دارم ۴ تا از دوستام به صرف شام و شیشه (شایدم قوطی)...

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 5:27 PM  توسط آتنا  | 

از دیروز که داداشش و دم میدون سرو دیدم احساس

 میکنم یه چیزی اون ته وجودم خالی شده...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 9:4 PM  توسط آتنا  | 

هیچ چیز واگیردارتر از حالات روانی نیست

زندگی در پیش رو/ رومن گاری

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 7:13 PM  توسط آتنا  | 

غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد

 

 همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت ......

 

 تو غریبی...!

 

پ.ن: از وبلاگ الهه جونم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 3:31 PM  توسط آتنا  | 

برای مواظبت از اون کوچولویی که تو وجودت هست باید بزرگ بشی...
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 7:23 PM  توسط آتنا  | 

دلم میخواد از تو قاب عکس بکشمش بیرون و بغلش کنم

بوسش کنم و دستاشو بگیرم تو دستام و ...

دلم میخواد حرف بزنه و من نگاش کنم...

خدایا چی میشد اگه بازم بود...

خدایا من بازم دلم هوای بابا جونم و کرده

 

پ.ن: از بچگی به بابا بزرگم بابا جون میگفتم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 10:26 PM  توسط آتنا  | 

کاش می شد یه قسمتهایی از زندگیت و با لاک غلط گیر پاک کنی

حداقل اونجوری از سیاهی در میان و سفید میشن!!!

پ.ن: مثل زمستون پارسال و اسکی رفتناش...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 4:58 PM  توسط آتنا  | 

عاشق این روزا و شبای خیس شدم

دلم غنج میره واسه صدای لاستیک ها رو آسفالت!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 6:40 PM  توسط آتنا  | 

داره میمیره دلم واسه مخمل نگات...
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 11:50 AM  توسط آتنا  |