|
|
|
همیشه روزهایی هست که، انسان در آن، کسانی را که دوست می داشته است، بیگانه می یابد ...
آلبر کامو |
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت
8:50 PM توسط آتنا
|
خانواده محترم یه دو هفته ایی رفتن لبنان و من موندم واسه اینکه کنکور دارم و...
یه جورایی تنهایی کپک زدم ...
بماند که معلمم که میاد نمیدونه تنهام و چه نقشی واسه اون بازی میکنم که نفهمه تنهام و...
در حال حاضرم که در حال پختن لوبیا پلو میباشم برای اولین بار !!!
پ.ن: فردا شب مهمون دارم ۴ تا از دوستام به صرف شام و شیشه (شایدم قوطی)...
+
نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387ساعت
5:27 PM توسط آتنا
|
از دیروز که داداشش و دم میدون سرو دیدم احساس
میکنم یه چیزی اون ته وجودم خالی شده...
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت
9:4 PM توسط آتنا
|
هیچ چیز واگیردارتر از حالات روانی نیست
زندگی در پیش رو/ رومن گاری
+
نوشته شده در شنبه 18 آبان1387ساعت
7:13 PM توسط آتنا
|
غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد
همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت ......
تو غریبی...!
پ.ن: از وبلاگ الهه جونم
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت
3:31 PM توسط آتنا
|
برای مواظبت از اون کوچولویی که تو وجودت هست باید بزرگ بشی...
+
نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت
7:23 PM توسط آتنا
|
دلم میخواد از تو قاب عکس بکشمش بیرون و بغلش کنم
بوسش کنم و دستاشو بگیرم تو دستام و ...
دلم میخواد حرف بزنه و من نگاش کنم...
خدایا چی میشد اگه بازم بود...
خدایا من بازم دلم هوای بابا جونم و کرده
پ.ن: از بچگی به بابا بزرگم بابا جون میگفتم.
+
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت
10:26 PM توسط آتنا
|
کاش می شد یه قسمتهایی از زندگیت و با لاک غلط گیر پاک کنی
حداقل اونجوری از سیاهی در میان و سفید میشن!!!
پ.ن: مثل زمستون پارسال و اسکی رفتناش...
+
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت
4:58 PM توسط آتنا
|
عاشق این روزا و شبای خیس شدم
دلم غنج میره واسه صدای لاستیک ها رو آسفالت!!!
+
نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت
6:40 PM توسط آتنا
|
داره میمیره دلم واسه مخمل نگات...
+
نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت
11:50 AM توسط آتنا
|