پدری که بدون وجودش ، بدون محبت هایش و.... هیچم
پدرم....
قلبت آزاد تا هر جا میخواد بره....
اما روحت چی؟...
روحت با روحم پیوند خورده...
که حالش اصلا خوب نبوده وحتی چند ثانیه میره...
میگه تو اون چند ثانیه دیدم هر آدمی که میمیره
میشه یه خط و میره تو یه ریل و...
میگه یه صدایی تو اون چند ثانیه بهم گفت
اسمش و بذارید آتنا که قرآنی باشه...
مامان اعتقاد داره اسمم و خدا گذاشته و
میگه تا قبلش این اسم و نشنیده بوده
و
من فکر میکنم چرا چرا ؟ تو اسمم و
گذاشتی؟